أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
363
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 10 تا 12 ] إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً ( 10 ) فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً ( 11 ) ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً ( 12 ) چون آن جوانان « 1 » مأوى گرفتند به آن غار و نام آن جيرم « 2 » بود خداى خود را بخواندند و از وى درخواستند و گفتند : بار خدايا ما را رحمتى ده از خزانهء كرم خويش و بساز براى ما از كار ما رشدى و صلاحى ، ابن عبّاس گفت : يعنى با ما الطافى كن كه عند آن طلب رضاى تو كنيم و از اين غار بسلامت بيرون رويم « 3 » [ فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ ] چون ايشان اين دعا كردند ما بقدرت خويش در آن غار خواب بر گوشهاى ايشان زديم يعنى سالهاى بسيار ايشان را در خواب كرديم پس برانگيختيم ايشان را از خواب تا بدانيم « 4 » كه كدام ازين دو گروه شمرندهترند و دانندهتر نهايت آن را كه در غار
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ ] ياد كن اى محمّد چون آن جوانمردان يار غار شدند سدير الصيرفى روايت كرد از امام محمّد باقر عليه السلام كه او گفت : اصحاب كهف صيرفيان بودند » . ( 2 ) - ياقوت در معجم البلدان در باب الجيم و الياء و ما يليهما گفته : « جيرم بالفتح قيل : هو اسم الكهف الّذى كان فيه أصحاب الكهف » . ( 3 ) - ابو المحاسن ( ره ) دو قول ابن عبّاس را جمع كرده است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « عبد اللّه عبّاس گفت : معنى آنست كه با ما الطافى كن كه عند آن طلب رضاى تو كنيم و بروايتى ديگر هم از او : [ رشدا ] أى مخرجا من الكهف ؛ ما را سلامت از غار بيرون بر . و گفتند : رشدا ؛ أى صوابا و الرشد و الرشد لغتان بمعنى واحد كالنحل و النحل » . ( 4 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « [ لنعلم ] تا بدانيم و معنى آنكه در اين باب معاملهء آنان كردم كه ندانند تا بدانند چنان كه در معنى امتحان گفتيم اند جاى از آن دو گروه كه خلاف كردند در مدّت مقام ايشان در غار قولى كه بصواب نزديكتر است و شمارندهترست غايت مقام ايشان را ، آنگه در آن دو گروه خلاف كردند گروهى گفتند هر دو كافر بودند و گروهى گفتند : يكى مسلمان بود و يكى كافر ، مجاهد گفت : اين خلاف فيما بينهم بود خود اصحاب الكهف با يكديگر خلاف كردند ، گروهى دگر گفتند : حزبى از ايشان بودند و حزبى از قوم ايشان بودند » .